احمد غزالى
76
مكاتبات خواجه احمد غزالى با عين القضات همدانى ( فارسى )
فهرست اشعار 1 - فارسى همت چو بلند شد همه دردسر است * آزاده بساط مهره تقدير است در راه مراد خويش بىتدبير است * آن مهره تويى و نقش دورش تمثال كو خود همه بر ديدهء خود تقصير است * از خواب در آمدى چه هنگامى بود با عشق تو خويش و از تو بيگانه منم * در خواب من از خيال تو خشنودم آه ارنه عنايت خيالت بودى * گر يار ترا گويد من زان توام هان تا تو بدان رسن فرو چه نشوى 2 - عربى احرى الملابس ان تلقى الحبيب به * يوم التزاور فى الثوب الذى خلعا